آدم‌ها همیشه منتظرند

1. همه‌ی دلخوشی پیرزن همسایه پهلویی نشستن در کوچه است. پیرزنی که برایم از شوهرش میگفت:

«به هستیش رفتم، به نیستیش رفتم. جوونیم که رفت، اونم رفت رختخوابش رو کنار یک زن دیگه پهن کرد»

همه‌ی دلخوشی پیرزن همسایه، هوا سرد باشد یا گرم، این است که بنشیند توی کوچه، چشم بدوزد به خیابان، به آدم‌هایی که می‌گذرند. بنشیند و منتظر سلام آشنایی باشد، منتظر لبخندی مهربان باشد، منتظر احوال‌پرسی گرم کسی باشد.

آدم توی این سن هم که باشد منتظر است. انتظار چیز عجیبی است.

 

2. پنجره ربط غریبی با انتظار دارد گیرم که اصلن رو به کوچه باز نشود، گیرم که بلندی ساختمانهای اطراف اجازه ی دیدن را از تو بدزدد اما حضورش یعنی یک ربط دل نشین اما غم انگیز میان آنکس که منتظر است و کسی که انتظارش را می کشند. 

 

3. شعبان که می شود، انتظار جور دیگری توی من سر باز می کند...

/ 1 نظر / 30 بازدید
روشنا

1. زن همسایه پیر شد در انتظار . انتظار پیر میشود در صبوریش 2.پنجره یعنی انتظار . 3.شعبان که میشود دلم هوایی میشود . من خواب دیده ام .