بازخوانی یک نوشته قدیمی

می‌گفت: «تاریکی همه‌جا هست توی وجود همه، اما تو نقطه‌های روشن را ببین. روشن که ببینی روشن می‌شوی. نوری از همان نور که می‌خواندیم: "یا نورالنور. یا منورالنور. یانور کل نور ...»

می‌گفت: «انگشت روی گره‌گره وجود این و آن، اگر که هست، نگذار گره‌های خودت کور می‌شود. آن‌وقت تو بر خودت حجاب می‌شوی. تو در خودت گم می‌شوی و به آنچه می‌خواهی نمی‌رسی به آن من نورانی که همیشه می خواستی...»

/ 2 نظر / 35 بازدید
روشنا

امروز چه روز روشنی است برای من . پر از درسهای خوب زندگی صبح همایش مهارتهای زندگی با یک استاد پرانرژی و باسواد اینجا هم نکته ای مهم برای روشن شدن راه باز هم از یک استاد با آگاهی های پدرانه . اینهانشانه های خوبی است